امروز : چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۸/۰۵ - ۱۲:۲۵ ذخیره فایل ارسال به دوستان

آتليه‌ای به وسعت يک روستا

بصیرنیوز، سكوت، حياط و ايوان‌هاي امامزاده را پر كرده، دو توريست فرانسوي گوشه ايوان مشرف به باغ‌هاي روستا ايستاده‌اند و در مورد سقف چوبي ايوان صحبت مي‌كنند، متوليان امامزاده هم در گوشه‌اي از حياط كوچك و مصفاي آن نشسته‌اند و آرام گپ مي‌زنند. ناگهان همهمه‌اي دالان امامزاده را پر مي‌كند، عده‌اي با سرو صداي زياد […]

بصیرنیوز، سكوت، حياط و ايوان‌هاي امامزاده را پر كرده، دو توريست فرانسوي گوشه ايوان مشرف به باغ‌هاي روستا ايستاده‌اند و در مورد سقف چوبي ايوان صحبت مي‌كنند، متوليان امامزاده هم در گوشه‌اي از حياط كوچك و مصفاي آن نشسته‌اند و آرام گپ مي‌زنند. ناگهان همهمه‌اي دالان امامزاده را پر مي‌كند، عده‌اي با سرو صداي زياد وارد مي‌شوند، با صداي بلند مي‌خندند و در مورد درخت ميان حياط صحبت مي‌كنند، در آن شلوغي كسي كه قبلا ابيانه را ديده شروع به قصه‌پردازي مي‌كند، به ايوان جنوبي كه مي‌رسند مونا پادها به آسمان مي‌رود و لبخندهاي كشدار قاب دوربين‌ها را پر مي‌كند، عكس‌هاي دسته‌جمعي و تكي و سلفي و… چند دقيقه بعد حياط باز خلوت مي‌شود، دو توريست هنوز گوشه ايوان ايستاده‌اند و رفتن دوربين به دستان را تماشا مي‌كنند.

اينجا ابيانه است. نگين سرخ كوير. روستايي با معماري، فرهنگ، پوشش و آداب و رسومي ويژه و منحصر به فرد. يكي از چند روستايي كه در چند سال اخير و با توجه ويژه مسوولان ميراث فرهنگي به مقوله گردشگري، تبديل به مقصد گردشگران بسياري شده است. اما با مطالعه تاثيرات حضور بي‌رويه گردشگران در ابيانه و روستاهايي كه شرايط مشابه آن را دارند، نگراني بزرگي از آينده ابيانه شكل مي‌گيرد. ابيانه‌اي كه در سال ١٣٥٤ وارد فهرست آثار ملي شده و اين روزها خود را براي حضور در فهرست ميراث جهاني يونسكو آماده مي‌كند.

در مسير كاشان به نطنز و بعد از عبور از روستاهاي هنجن، يارند، كمجان، برز و طره، عوارضي ابيانه به گردشگران

خوشامد مي‌گويد. تبريزي‌ها از ميان دره قد كشيده‌اند و خاك سرخ روي تپه‌ها نشانه‌اي است از نزديك شدن به روستاي تاريخي ابيانه يا «ويونا». ورودي روستا پر از اتوبوس‌هايي است كه گردشگران را به مقصد رسانده‌اند و خستگي راه از تن به در مي‌كنند؛ از همان ابتداي ورود به روستا مسافران دوربين به دست، هيچ منظري را براي عكاسي از قلم نمي‌اندازند. زنان چارقد گلي و قد خميده و عصا به دست، سوژه‌هاي اصلي عكاسان گردشگر هستند. روي سكوي نزديك به مدرسه تاريخي روستا، زني بساط ميوه و سبزي خشك و لواشك و عروسكهايش را چيده، مسافران قبل از خريد، حافظه دوربين‌هاي‌شان را پر مي‌كنند. زن اعتراض مي‌كند اما بي‌فايده است. و او هم گويي خسته است از اين اعتراض‌هاي نافرجام، همين است كه چارقدش

را كمي جلوتر مي‌كشد و رويش را از لنزهاي سمج برمي‌گرداند.

قبل از ورودي «بر دروازه» يا «دروازه بالا»، كنار نانوايي و درست در مقابل مدرسه تاريخي روستا كه از نخستين مدارس روستايي كشور است، راهنمايان گردشگري روستا در كيوسك آشنايي با ابيانه با مهرباني به گردشگران خوشامد مي‌گويند و بروشورهاي آشنايي با روستا را در اختيارشان قرار مي‌دهند. قدم زدن در كوچه‌هاي ابيانه با چارقد گلي و دامن پرچين زنان ابيانه و دبيت و كلاه مردان روستا كار سختي نيست. اجاره لباس محلي و عكاسي با آن در كوچه‌هاي روستا تجربه گران قيمتي نيست.

راهنمايان تورها براي كساني كه علاوه بر عكاسي، علاقه دارند تا با فرهنگ و آداب و رسوم روستا هم آشنا شوند، توضيحاتي در مورد تاريخ و فرهنگ ابيانه و نمادهاي معماري روستا مي‌دهند. گردشگران خارجي تمايل بيشتري براي اين آشنايي دارند و تامل بيشتري در مقابل درهاي چوبي تاريخي و پنجره‌هاي مشبك خانه‌هاي قديمي مي‌كنند. اما بسياري از گردشگران داخلي فراموش مي‌كنند كه ابيانه روستايي تاريخي است كه علاوه بر اينكه يك جاذبه گردشگري محسوب مي‌شود، محل زندگي مردماني است كه هنوز نمي‌دانند بايد از حضور انبوه گردشگران در محل زندگي‌شان خوشحال باشند يا ناراحت. يكي از اهالي مي‌گويد: «ما جرات نمي‌كنيم با لباس محلي تو كوچه‌هاي روستا همراه همسرمون راه بريم، مردم بي‌ملاحظه و بدون توجه به فرهنگ ما و بدون اجازه شروع مي‌كنن به عكس گرفتن از ما، يا مي‌خوان با همسرمون عكس يادگاري بگيرن» و همين موضوع مي‌تواند يكي از آسيب‌هايي باشد كه گردشگران به مرور زمان به جامعه‌اي اصيل مانند ابيانه وارد مي‌كنند. جامعه‌اي كه در طول تاريخ توانسته لباس، زبان و آداب و رسوم خود را از گزند روزگار حفظ كند، حالا در حال تسليم شدن در مقابل گردشگراني است كه براي بازديد از يك جامعه محلي آگاهي كافي ندارند و با آداب حضور در چنين مكان‌هايي آشنا نيستند.

اين روزها ابيانه هم همچون كندوان و ماسوله و هورامان، دل خوشي از گردشگراني كه در كوچه‌هايش قدم مي‌زنند ندارد. گردشگراني كه با شعار هر گردشگر يك دوربين، محل زندگي روستايياني اصيل را كه تن به مهاجرت به شهرهاي بزرگ نداده‌اند، به عنوان مقصد سفرشان انتخاب مي‌كنند، با نا آگاهي از آداب حضور در چنين فضاهايي، زندگي جوامع محلي را مختل مي‌كنند و آرامش را از كوچه‌هاي روستا مي‌برند. حسين آقا يكي از پيرمردهايي است كه در بساطش از اسفند خشك و سيب خشك شده هست، تا لواشك محلي و آلوي بدون هسته، روي يكي از سكوهاي كوتاه روستا كنار بساط جمع و جورش نشسته و عبور گردشگران خوشحال را تماشا مي‌كند، اما از حضورشان چندان راضي نيست، مي‌گويد: «ما قبلا آرامش داشتيم، زندگي مي‌كرديم، الان روزي هزار نفر از دم در خونه مون رد مي‌شن، ازمون عكس مي‌گيرن، آرامش نداريم ديگه. شما خودت رو بذار جاي ما، تو اين كوچه با اين‌همه آدم بي‌ملاحظه مي‌شه آروم زندگي كرد؟»

مسير اصلي گردشگران ديوارها و دالان‌هاي تميز و مرتبي دارد. هر چند سيم‌هاي برق و لوله‌هاي گاز و علمك‌هاي مخابرات تمام تلاش‌شان را براي مخدوش كردن چهره اصيل روستا به كار بسته‌اند، اما مسير بازديد گردشگران تا حدي سروشكل مرتبي دارد. خانه‌هاي تاريخي، مسجد جامع، نخلگاه، آتشكده هارپاك، آب انبار ميان ده، امامزاده يحيي، حمام تاريخي از جمله آثار شاخصي هستند كه در مسير بازديد گردشگران قرار دارند و هر كدام گواهي هستند بر قدمت زندگي در اين روستا.

قدم زدن در كوچه پس كوچه‌هاي آرام روستا هم لطف مضاعفي دارد. كوچه‌هايي كه هنوز جداره‌ها و پنجره‌هاي‌شان بازسازي و بهسازي نشده. خانه‌هاي متروك و مخروب فراواني در سكوت آنها آرام و بي‌صدا تخريب مي‌شوند، درهاي تاريخي و نفيسي كه سال‌ها قبل مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته‌اند، اما شرايط مطلوبي ندارند. ديوارهاي سرخ ابيانه براي هيچ عابري يكنواخت نمي‌شوند، بعد از پيچ هر گذر زني با چارقدسفيد گلدار كه نشانه

زندگي در كوچه‌هاست، گوشه‌اي روي

پيرنشين نشسته است، دوربين‌ها اگر مجال دهند، قصه زن شنيدني است. كنار در خانه روي پيرنشين نشسته است و با موبايل صحبت مي‌كند، از خستگي‌اش مي‌گويد و اينكه پيازها را در حياط خانه پهن كرده تا خشك شوند، نشستن پاي صحبت‌هايش و اطلاعاتي كه سعي مي‌كند در زمان كوتاه هم‌صحبتي منتقل كند، لطف قدم زدن در ابيانه را دوچندان مي‌كند، مي‌گويد: «مي‌دونستي ابيانه كوچه بن‌بست نداره؟» و بعد توضيح مي‌دهد: «كوچه‌ها رو طوري ساختن كه وقتي توفان و باد شديد مي‌آد جايي خراب نشه، باد تو كوچه‌ها مي‌چرخه و مي‌گذره» پرده‌اي را كه جلوي در ورودي خانه نصب شده بالا مي‌زند و مي‌گويد: «مهمان باش يك چاي با هم بخوريم، بچه‌هاي من همه تهران زندگي مي‌كنن، من تنها اينجام.» اما سكوت كوچه و پير نشين كنار در چوبي و سنگين خانه مجابش مي‌كند تا قصه جواني‌هايش را همان جا در سكوت كوچه تعريف كند، در دبستان روستا تا كلاس ششم درس خوانده و بعد هم خانم خانه شده، آن روزها كه ابيانه غريبه‌هاي زيادي به خود نمي‌ديد آدم‌ها راحت‌تر زندگي مي‌كردند و بيشتر خودشان بودند تا حالا كه بايد سختي حضور هزاران غريبه در روز را پشت مهمان‌نوازي‌شان پنهان كنند و به روي هر كس كه سوالي از آنها مي‌پرسد لبخند بزنند و با صبوري روستاي‌شان را معرفي كنند.

مقدمات ثبت در فهرست جهاني يونسكو

ابيانه ۳۰ مرداد ۱۳۵۴ با شماره ثبت ۱۰۸۹ در فهرست آثار ملي ثبت شده است و اين روزها با وجود شرايط نامناسبي كه براي ثبت در فهرست جهاني دارد، مسوولان ميراث فرهنگي و دهياري و شوراي روستا درصدد تهيه پرونده ثبت جهاني اين روستا هستند و براي تهيه اين پرونده با چالش‌هاي بسياري روبه‌رو هستند. ابيانه در بازه خاصي از زمان به شكلي غيراصولي توسعه پيدا كرده است و مثل هر كجاي ديگر كه جاي خالي تخصص و دانش باعث شده تا توسعه بلاي جان تاريخ شود، ابيانه هم لطمات جبران‌ناپذيري از توسعه ديده است. اما با اين حال كارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند اگر همكاري دستگاه‌هاي ذي مدخل جلب شود، مي‌توان اميدوار بود كه ابيانه تا چند سال ديگر براي ثبت در فهرست جهاني يونسكو آماده شود.   احمد نجيبي، سرپرست پايگاه ميراث فرهنگي ابيانه در خصوص اقدامات اين پايگاه براي ثبت در فهرست جهاني يونسكو مي‌گويد: «ما مي‌خواهيم پرونده ثبت جهاني منطبق بر واقعيت‌هاي سايت و پايگاه تدوين شود و از الگوي يونسكو براي مديريت محوطه‌هاي ميراث جهاني استفاده كنيم. همزمان محوطه، پرونده و پايگاه را براي ثبت جهاني آماده كنيم. در حال حاضر فرآيند تدوين پرونده را شروع كرديم، نگارش اوليه بسياري از بخش‌ها انجام شده است، اما تاريخ دقيقي براي ارايه پرونده به معاونت ميراث فرهنگي سازمان مشخص نشده است، هر زمان كه محوطه و پايگاه آمادگي داشته باشد. البته آقاي سلطاني فر كه سال گذشته از ابيانه بازديد داشتند معتقد بودند كه سال ٢٠١٨ امكان ارايه اين پرونده را خواهيم داشت، اما بايد ديد شرايط و امكانات فراهم مي‌شود يا خير.»

نجيبي در خصوص آسيب‌هايي كه در گذشته به بافت تاريخي روستا وارد شده مي‌گويد: «ما از نظر حفاظتي نسبت به ابتداي فعاليت‌مان در پايگاه ميراث فرهنگي در وضعيت خوبي هستيم، بروز تخلف جديد كم شده، هر چند نتايج تخلفات قبلي همچنان وجود دارند. اما در حال حاضر تقريبا به ساخت‌وسازهاي داخل روستا تسلط داريم. اما حالا كه تخلف جديدي نداريم بايد تصميم‌گيري و سياستگذاري در مورد تخلفاتي شود كه تا به حال اتفاق افتاده است.»

نجيبي در خصوص جزييات پرونده ثبت جهاني روستا كه در حال تدوين است، مي‌گويد: «ما تلاش مي‌كنيم روستا را به نوعي معرفي كنيم كه بتوانيم از ارزش‌هاي شاخصي كه براي اين محوطه ذكر مي‌كنيم به خوبي حفاظت كنيم، به نوعي كه اين ارزش‌ها در برگيرنده همه ارزش‌هاي واقعي ابيانه باشد و هم قابل مديريت و حفاظت باشد. از آنجا كه در ابيانه طبيعت هم در كنار بخش انسان ساخت ارزش‌هاي قابل توجهي دارد و معماري ابيانه با منظر طبيعي آن تلفيق شده، قرار است منظر فرهنگي ابيانه را براي ثبت معرفي كنيم. از جمله مهم‌ترين شاخصه‌هاي اين روستا يكنواختي مصالح ساختماني، تكنيك‌هاي ساخت منحصر به فرد، ساختار اجتماعي كه در اين بستر به وجود آمده است و ميراث ناملموس در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي است؛ در پرونده ثبت جهاني سعي مي‌كنيم روي ابعاد مختلف اين موضوع كار كنيم. ابيانه بافت بزرگي نيست، از آنجا كه ما بحث منظر فرهنگي داريم، نمي‌توانيم بخش‌هاي مختلف روستا را از هم جدا كنيم. اما اين موضوع هم مطرح است كه ما به عنوان يك روستاي تاريخي مي‌خواهيم با ابيانه برخورد كنيم يا به عنوان روستايي كه الان هم زندگي دارد؟ در حال حاضر وضعيتي كه ما با آن روبه‌روييم اين است كه در بخش تاريخي معماري حفظ مي‌شود در بخش جديد‌تر روستا كه از بافت تاريخي فاصله دارد، توسعه اتفاق افتاده است. اين يكي از چالش‌هاي پيش روي ما است.»
در چند سال اخير دو هتل در نزديكي ابيانه براي اقامت گردشگران تاسيس شده است، هتل‌هايي كه در زمان ساخت با مخالفت‌هايي روبه‌رو بودند، سرپرست پايگاه ميراث فرهنگي ابيانه در مورد مشكلات ساخت هتل در نزديكي اين روستا مي‌گويد: «در مورد دو هتل موجود اتفاقي است كه در يك دوره‌اي با وجود مخالفت پايگاه ميراث فرهنگي اتفاق افتاده است و در حال حاضر كاري نمي‌شود كرد هر چند در حال حاضر با چالشي به عنوان هتل جديد مواجه نيستيم، اما اين موضوع كه خانه‌ها آماده‌سازي شده و تبديل به اقامتگاه بومگردي شوند، جزو برنامه‌هاي روستاست.»

ميراث فرهنگي در ابيانه

پايگاه ملي ميراث فرهنگي ابيانه از سال ٨١ زيرنظر پژوهشگاه ميراث فرهنگي، فعاليت خود را آغاز كرد. در سال ٨٨ و در پي تغييرات مخربي كه در ميراث فرهنگي اتفاق افتاد، پايگاه‌هاي ملي ميراث فرهنگي كشور از سطح ملي به سطح استاني تنزل داده شدند و به تبع اين تغييرات تعداد بسياري از اسناد و مطالعاتي كه در ابيانه صورت گرفته بود از بين رفتند. هر چند حدود يك سال است كه پايگاه ميراث فرهنگي ابيانه مجددا به عنوان يك پايگاه ملي فعاليت مي‌كند، اما آسيب‌هاي جدي و جبران‌ناپذيري در اثر سوءمديريت‌ها در سال‌هاي گذشته به ابيانه وارد شده است كه در حال حاضر تبديل به يك مشكل بزرگ براي متوليان ميراث فرهنگي اين روستا شده است.

احمد نجيبي معتقد است: «در آن سال‌ها گردشگري به اندازه امروز مساله سازمان ميراث فرهنگي نبود. صرف نظر از اينكه تشكيلات سازماني اين دو نهاد از هم جدا بود، محوطه ميراث فرهنگي مثل ابيانه به اندازه امروز فشار گردشگري نداشت و حضور گردشگران در روستا تبديل به معضل نشده بود. ضمن اينكه در ساختار اجتماعي روستا هم موضوع گردشگري و ميراث فرهنگي تبديل به مساله براي اهالي نشده بود. اما همزمان با تضعيف سازمان ميراث فرهنگي بحث گردشگري پيش آمد و گردشگري در ابيانه مزاحمتي بود كه مي‌توانست تبديل به فرصت شود.»

محمد عادلي، دهيار روستاي تاريخي ابيانه در خصوص فعاليت‌هايي كه دهياري و ميراث فرهنگي در سال‌هاي گذشته براي حفاظت از بافت تاريخي ابيانه به كار گرفته‌اند، مي‌گويد: «قبل از سال ٩٢ اهالي روستا يك NGO تشكيل دادند به نام «انجمن خانه مردم ابيانه» كه بيشتر در حوزه ميراث فرهنگي فعاليت مي‌كرد. اين انجمن به مديريت روستا براي حفاظت از روستا راهكار مي‌داد و با سازمان‌هاي دولتي تعامل داشت. در زمان مديريت آقاي بقايي در سازمان ميراث فرهنگي ابيانه‌اي‌ها مقابل سازمان ميراث فرهنگي تجمع كردند، به دليل اينكه به ساخت هتل در نزديكي ابيانه معترض بودند، اما آن زمان نامه‌ها و تومارهاي ما معدوم شد و آقاي مشايي رسما از هتل‌سازاني كه ما به حضورشان اعتراض داشتيم حمايت كردند.»

عادلي در خصوص مشكلاتي كه دهياري روستا با آن روبه‌رو است مي‌گويد: «طبق قانون دهياري‌ها كه تابع وزارت كشور است، دهياري ابيانه درجه ٣ است و اين به معناي اين است كه ابيانه تنها يك نفر دهيار دارد. من به عنوان دهيار مجبورم در ايام پيك گردشگري ٦٠ نفر را براي بخش خدمات به گردشگران مشغول به كار كنم، در صورتي كه طبق قانون من فقط بايد پاسخگوي اهالي باشم نه گردشگر، در قانون دهياري‌ها گردشگر جزو آمار روستا نيست و سرانه‌اي كه براي روستا اختصاص داده مي‌شود به اندازه آمار رسمي ساكنان روستاست. نه به اندازه‌اي كه بتواند پاسخگوي نياز گردشگران باشد. كل بافت روستا در فهرست ميراث ملي ثبت شده است و مدعي ديگري جز ساكنان دارد، آن هم ميراث فرهنگي است. از طرفي متولي طرح‌هاي توسعه‌اي روستا بنياد مسكن است. ما در دهياري موظفيم خواسته‌هاي اهالي روستا را تامين كنيم،  اما ميراث فرهنگي خواسته‌هايي دارد كه ممكن است با خواسته اهالي تعارض داشته باشد. مثل بازسازي منازل، چون بافت روستا به كلي ثبت ملي شده، هر نوع دخل و تصرف در روستا ممنوع است و مجازات كيفري دارد.»

نجيبي در مورد تقاضاي ساخت‌وساز در ابيانه مي‌گويد: «مهم‌ترين كاري كه ما در پايگاه ميراث فرهنگي در دستور كار داريم اين است كه فشار ساخت‌وساز روي ابيانه را پايين بياوريم. خصوصا ساخت‌وساز توسط ابيانه‌اي‌هايي كه عموما در دهه چهل از ابيانه مهاجرت كرده‌اند و حالا علاقه‌مند شده‌اند به روستا برگردند و خانه بسازند يا خانه

اجدادي‌شان را تعمير كنند. اما در شرايطي كه تعداد اعضاي خانواده افزايش پيدا كرده و فضاي خانه‌هاي قديمي كوچك است و نياز به گسترش فضاي خانه است، از طرفي ذايقه اين افراد هم تغيير كرده و يك فرهنگ بينابيني دارند كه نه شبيه فرهنگ ابيانه است و نه شبيه فرهنگي كه بعد از مهاجرت در آن زندگي كرده‌اند. ما از سويي تلاش مي‌كنيم كه بافت روستا مسكوني شود و اهالي‌اي كه مهاجرت كرده‌اند برگردند، از سويي مردم روستا خواسته‌هايي را مطرح مي‌كنند كه با معيارهاي ميراث فرهنگي همخواني ندارد. در حال حاضر بروز تخلفات جديد به صفر رسيده است. اما ميزان وجود تخلف در بافت بيش از هزار مورد است كه بايد يك برنامه‌ريزي براي اصلاح آن انجام شود. بيشترين تخلفاتي كه در بافت روستا صورت گرفته است نصب پلكان فلزي در بنا، نصب در و پنجره‌هاي آهني به جاي پنجره‌هاي چوبي و افزايش طبقات است.»

حفاظت از ابيانه

روستاي تاريخي ابيانه در حال حاضر نياز به محافظت دارد تا بتواند از آسيب‌هايي كه حضور بي‌رويه گردشگران به بدنه فرهنگي و فيزيكي آن وارد مي‌كنند در امان بماند. عباس شاكري‌زاد، عضو شوراي روستاي تاريخي ابيانه معتقد است: «اين روستا را فقط مي‌شود به كمك ابيانه‌اي‌ها حفاظت كرد. در واقع با حضور و مشاركت ابيانه‌اي‌ها، چه ساكنان و چه كساني كه اهل اينجا هستند و ساكن شهرهاي ديگر، مي‌شود اين روستا را حفظ كرد. وقتي نگاه‌مان اين باشد كه ما مي‌خواهيم مجموعه‌اي را حفظ كنيم و اين را به وسيله گروهي از آدم‌هايي كه اهل اينجا هستند مي‌خواهيم حفظ كنيم، بايد به خواسته‌هاي اين آدم‌ها احترام بگذاريم و با آنها به يك تفاهم برسيم. اگر ما نتوانيم در ابيانه با اهالي به تفاهم برسيم و خود اهالي به اين نتيجه نرسند كه بايد اين مجموعه را حفظ كنند، هيچ سازمان دولتي قادر نيست اين مجموعه را حفاظت كند. يك ارگان دولتي در نهايت مي‌تواند كالبد را حفظ كند، نمي‌تواند ارزش‌هاي فرهنگي، اجتماعي ابيانه را حفظ كند، مراسم تاسوعا و عاشوراي ابيانه را بدون ابيانه‌اي‌ها نمي‌شود حفظ كرد. مراسم عيد نوروز و عيد فطر اهالي را نمي‌توان بدون ابيانه‌اي‌ها حفظ كرد. زبان و لباس ابيانه‌اي بدون ابيانه‌اي‌ها معني ندارد. اگر اينها براي ما ارزشمند است، بايد آدم‌هايي را كه محور اصلي اين كار هستند را محترم داشته باشيم و براي نيازهايي كه دارند ارزش قايل شويم.»

شاكري زاد در تهيه طرح جامع حفاظت از ابيانه به عنوان مشاور مشاركت داشته است و در مورد تهيه اين طرح مي‌گويد: «در طرح جامع حفاظت از ابيانه كه ميراث تهيه كرد، وقتي صحبت شد كه چه چيزي از ابيانه را قرار است حفظ كنيم، اينطور ديده شد كه ابيانه را يك پيكره واحد از كالبد فيزيكي و دشت و مزارع و باغات و فرهنگ و آداب و رسوم و زبان و لباس مردم ببينيم. حفاظت از ابيانه يعني حفاظت از تمام اينها، اگر هر كدام از اينها آسيب ببينند بخشي از پيكره اصلي آسيب ديده است، به همين دليل است كه اگر قرار است اين حفظ شود، بايد زندگي دوباره در ابيانه احيا شود، زندگي در ابيانه بايد تقويت شود. در حال حاضر عمده شكايت اهالي اين است كه عده‌اي آمده‌اند و از روستاي ما  استفاده مي‌كنند  و تنها چيزي كه براي‌شان ارزش ندارد ابيانه‌اي‌ها هستند. ما مي‌خواهيم اهالي ابيانه برگردند و در اين ده زندگي كنند، اما با اين جمعيت گردشگراني كه به اينجا مي‌آيند اين اصلا امكان‌پذير نيست. براي حل اين مشكل ما در طرح جامع پيش‌بيني كرده‌ايم ٥٠٠ نفر در روز و حداكثر ١٠٠٠ نفر در روزهاي خاص مي‌توانند از ابيانه بازديد كنند. اينجا بايد به سمتي برود كه توريست فرهنگي براي بازديد بيايد. يك زماني توريست‌هايي كه به اينجا مي‌آمدند، دانشجويان يا اساتيد دانشگاه و اقشار خاصي بودند كه براي مطالعه فرهنگ مردم به اين روستا مي‌آمدند. اهالي حاضر بودند خانه‌هاي‌شان را در اختيار

اين محققان قرار دهند، اما امروز اين مسائل اهميت چنداني براي گردشگران ندارد، بيشتر براي تفريح مي‌آيند.»
عضور شوراي روستاي ابيانه مي‌گويد: «توريست‌هاي خارجي كتابچه‌هايي دارند كه در آن نوشته شده كه آداب و رسوم مردم اين منطقه اينهاست و بايد شما به عنوان گردشگر به آن احترام بگذاريد. اما در ميان گردشگران داخلي احترام به قوانين محيط موضوعي فراموش شده است.»

شاكري‌زاد در مورد راهكاري كه براي حل اين مشكلات در نظر گرفته شده است مي‌گويد: «ما به اين نتيجه رسيديم كه براي ابيانه بايد يك افق و چشم‌اندازي ترسيم شود، بدون اين چشم‌انداز و هدف نمي‌توانستيم حركتي را انجام دهيم، چون هر حركتي انجام مي‌داديم ممكن بود وقت و سرمايه‌مان هدر رود. يك سال روي مباني نظري اين موضوع در ميراث فرهنگي بحث شد، در نهايت افق آينده ابيانه يك افق فرهنگي تعريف شد. و اين موضوع مطرح شد كه چشم‌انداز ابيانه بايد به سمتي حركت كند كه در آينده ابيانه را با يك مجموعه فرهنگي تعريف كنيم. براي رسيدن به اين هدف كاركردهايي تعريف شد. به طور مثال تصميم گرفتيم اينجا مركز تحقيقاتي روستاهاي ايران باشد، توافقنامه‌اي با دانشگاه شهيد بهشتي امضا كرديم، كه يك مركز تحقيقات روستايي در ابيانه احداث شود و از بناي دبيرستان روستا براي اين كار استفاده شود، الان يك سال است كه به دنبال اعتبار هستيم، اما موفق نشده‌ايم. چطور دولت كه روزي ٢٢ هزار نفر به ابيانه تحميل مي‌كند، ٣٠٠ ميليون نمي‌تواند اعتبار براي اين روستا در نظر بگيرد؟ مورد ديگر اين بود كه سمينارهاي فرهنگي و علمي در روستا برگزار شود، ابيانه ميزبان المپيادهاي علمي شود.

براي رسيدن به اين مجموعه فرهنگي در ابيانه، به اين نتيجه رسيديم كه موضوع اول، پول و سرمايه نيست. بلكه مساله اصلي مديريت است. اينجا بايد يك مديريت منسجم داشته باشد. اگر ابيانه مي‌خواهد به عنوان يك پيكره فرهنگي حفظ شود و افق فرهنگي هم داشته باشد، بايد داراي مديريت واحدي باشد. مشكل اصلي ابيانه مديريت است، با اين شكل مديريتي كه وجود دارد و چندگانگي مديريتي كه وجود دارد جز اينكه نيروهاي هم را خنثي كنيم و به تخريب هم بپردازيم نتيجه ديگري ندارد.»

ابيانه يكي از گزينه‌هاي ميراث فرهنگي براي ثبت در فهرست جهاني يونسكو است، اما در حال حاضر معيارهايي كه براي اين ثبت مد نظر يونسكو است در اين روستا شرايط مطلوبي ندارد. يكي از موانع اصلي موجود براي ثبت منظر فرهنگي اين روستا، وضعيت منظر روستاست، سيم‌هاي برق و علمك‌هاي گاز و مخابرات چهره اصيل روستا را مخدوش كرده‌اند و رفع اين مانع تنها با همدلي دستگاه‌هاي متولي امر امكانپذير است و شايد نتيجه اين همدلي اين باشد كه در آينده‌اي نزديك نام نگين سرخ كوير آنگونه كه شايسته فرهنگ و تاريخ اين روستاست، در ميان آثار فاخر جهاني ثبت شود.

جزييات پرونده ثبت جهاني ابيانه

احمد نجيبي؛ سرپرست پايگاه ميراث فرهنگي ابيانه: از آنجا كه در ابيانه طبيعت هم در كنار بخش انسان ساخت ارزش‌هاي قابل توجهي دارد و معماري ابيانه با منظر طبيعي آن تلفيق شده، قرار است منظر فرهنگي ابيانه را براي ثبت معرفي كنيم. از جمله مهم‌ترين شاخصه‌هاي اين روستا يكنواختي مصالح ساختماني، تكنيك‌هاي ساخت منحصر به فرد، ساختار اجتماعي كه در اين بستر به وجود آمده است و ميراث ناملموس در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي است؛ در پرونده ثبت جهاني سعي مي‌كنيم روي ابعاد مختلف اين موضوع كار كنيم.

فرهنگ نیوز

ارسال دیدگاه

photo_2016-05-31_13-37-56

photo_2016-06-02_15-16-08

photo_2016-06-02_15-16-04

1

sana shirini-1

gorban-1

news