امروز : چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۱۲/۰۹ - ۱۲:۰۸ ذخیره فایل ارسال به دوستان

«صیاد آسمان» پرواز کرد

کلید را در قفل چرخاندم و وارد خانه شدم. پایم که به هال رسید از دیدن وضعیت محمد تعجب کردم. وسط هال خوابیده بود و تا گردن زیر پتو رفته بود. چند قدم برداشتم و کنارش رفتم. با صدایی بلند گفتم…

به گزارش بصیرنیوز،کتاب «صیاد آسمان» زندگی‌نامه و خاطرات سردار شهید محمد کرمی، معاون پدافند هوایی لشکر ۴۴ قمر بنی هاشم توسط انتشارات دارخوین منتشر شد. این اثر توسط نویسندگان جوان اصفهانی آرزو پناهی و معصومه محمدی پس از یک سال تحقیق و مصاحبه نگاشته شده است.

صیاد آسمان در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه و با قیمت ۱۲۰۰۰ تومان به خوانندگان و علاقه‌مندان کتب دفاع مقدس پیشکش شده است.

در بخشی از کتاب «صیاد آسمان» آمده است:

«کلید را در قفل چرخاندم و وارد خانه شدم. پایم که به هال رسید از دیدن وضعیت محمد تعجب کردم. وسط هال خوابیده بود و تا گردن زیر پتو رفته بود. چند قدم برداشتم و کنارش رفتم. با صدایی بلند گفتم:
– محمد چرا وسط هال خوابیدی؟

کتاب «صیاد آسمان» زندگی‌نامه و خاطرات سردار شهید محمد کرمی

بیدار نشد به شوخی گفتم:
– آب بپاشم تو صورتت تا بیدار بشی؟
دقیق که نگاه کردم متوجه تکان خوردن گردی چشمانش شدم. آرام دستهایش را کش داد و چشمانش را باز کرد:
– کجایی فاطمه؟ اومدم بهت سربزنم، نبودی. منم گرفتم اینجا خوابیدم تا برگردی.

یک آن شهادت محمد را به خاطر آوردم. ناباورانه گفتم:
– محمد! مگه شهید نشدی!
– چرا
– پس چطوری اومدی خونه؟

با رویی خوش گفت:
– درسته شهید شدم اما همیشه میام پیش شما بهتون سر می‌زنم. همیشه هواتون را دارم.
گیج شده بودم. محمد لبخندی زد وگفت:
– اصلا تو فهمیدی من چطوری شهید شدم؟
– فقط بهم گفتند از پهلو آسیب دیدی.

می‌خوای نشونت بدم؟
چیزی نگفتم و فقط منتظر ماندم.
محمد پیراهنش را بالا زد. پهلویش پاره شده بود و کلی بخیه داشت. با دیدن جای زخمش لرز به تنم نشست:
– الهی بمیرم! چه قدر پهلوت پاره شده.

دیگر توان ایستادن نداشتم و روی زمین زانو زدم. محمد حال مرا که دید گفت:
– ناراحت نباش فاطمه. من که اصلا هیچی نفهمیدم. هیچ دردی نداشت.

ارسال دیدگاه

photo_2016-05-31_13-37-56

photo_2016-06-02_15-16-08

photo_2016-06-02_15-16-04

1

sana shirini-1

gorban-1

news