امروز : سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲
تاریخ : ۱۳۹۲/۱۲/۲۰ - ۱۴:۴۲ ذخیره فایل ارسال به دوستان

مازندران؛ بنیانگذار راهیان نور در کشور

به گزارش بصیر به نقل از بلاغ، در زمستان سال۱۳۷۷به دستور سردار شهید حاج احمد سوداگر «فرمانده وقت لشکر ۲۵ کربلا» مأموریت یافتم برای نوروز سال ۱۳۷۸با اعزام اکیپی از نیروهای تخریب و پل شناور و استحکامات و راهسازی مهندسی در منطقه عمومی شلمچه، مرکز عملیات کربلای۵ برای زئران نوروزی نمایشگاه ویژه ای از عملیات کربلای۵ […]

به گزارش بصیر به نقل از بلاغ، در زمستان سال۱۳۷۷به دستور سردار شهید حاج احمد سوداگر «فرمانده وقت لشکر ۲۵ کربلا» مأموریت یافتم برای نوروز سال ۱۳۷۸با اعزام اکیپی از نیروهای تخریب و پل شناور و استحکامات و راهسازی مهندسی در منطقه عمومی شلمچه، مرکز عملیات کربلای۵ برای زئران نوروزی نمایشگاه ویژه ای از عملیات کربلای۵ که لشکر۲۵کربلای مازندران در آن عملیات نقش کلیدی و اساسی داشت، به همراه اطلاعات و عملیات لشکر در منطقه شلمچه محور اصلی عملیات کربلای۵ را آماده نمائیم.

وقتی نیروها و امکانات و تجهیزات آماده شد، به اتفاق شهید سوداگر، پیشاپیش نیروها، جهت یافتن مکان نمایشگاه به استان خوزستان اعزام شدیم، در ورود به استان خوزستان به شهر دزفول قهرمان، وارد شدیم و در منزل مرحوم ابوی حاج احمد، مستقر شدیم و پس از رسیدن نیروها به اتفاق به خرم شهر، از آنجا به منطقه شلمچه رفتیم.

چون در منطقه، میادین مین خنثی نشده وجود داشت، یافتن منطقه ای عاری از میدان مین کار ما را مشکل ساخته بود و چون غروب آفتاب نزدیک بود، به دستور شهید سوداگر، منطقه ای عاری از مین را برو بچه های تخریب آماده نصب چادر نمودند.

با فرا رسیدن اذان مغرب و خواندن نماز، دلم و فکرم پرواز کرد به عملیات کربلای۵ که من در آن عملیات، مسئولیت نیروی انسانی لشکر۲۵کربلا را عهده دار بودم، در حالی که بی اختیار اشک در چشمانم جاری می شد، به یاد دوستان و یاران شهیدم که در آن عملیات در جلوی چشمانم به درجه رفیع شهادت نائل آمده بودند، افتادم و در حالی که آنها از جلوی چشمان اشکبارم می گذشتند، صدای هق هق گریه همراه با ناله هایم، سکوت تاریکی شب را می شکست، دست های مهربان حاج احمد سوداگر را در حالی که دور گردنم حلقه کرده بود، مرا در آغوش گرفت و با هم، های های و با صدای بلند می گریستیم و این حالت تا پاسی از شب ادامه داشت.

صبح که برای نماز از حواب بیدارشدم و برای وضو ساختن به بیرون چادر رفتم، دیدم یاران همراهم هر کدام در داخل سنگرها مشغول راز و نیاز با معبود خود هستند؛ من هم که یکی از سنگرهایی که به صورت مخروبه در آمده بود و تراورس های سقف هایش به مرور زمان پوسیده و یا بر اثر پاره شدن گونی های خاک دیواره های سنگر، در حال خراب شدن بودند، در کنار سنگری که نزدیک سنگر اورژانس بهداری مقر لشکرمان بود و فکر می کردم سنگر من و همرزمان مان است، نشستم، نمازم را که خواندم دیگر خودم را فراموش کردم و فقط یارانم به ذهنم می آمدند و اشک هایم بی طاقتم کردند، وقتی یکی از نیروهایم برای صبحانه صدایم کرد، تازه متوجه شدم چقدر از چادرمان دور شدم! قدم زنان به سمت چادر رفتم و پس از صرف صبحانه و مهیا شدن وسایل، کار ایجاد نمایشگاه آغاز شد، از آنجائیکه تا عید نوروز، زمان زیادی نداشتیم، برای برپایی نمایشگاه شب و روز کار می کردیم، نیروهای تخریب لشکر۲۵کربلا تقریباً ظرف یک هفته میدان های زیادی از منطقه میادین مین را که حدود ۷تا ۸ هکتار می شد را خنثی نمودند و سایر نیروها نیز در خور وظایفی که داشتند، ظرف مدت یک هفته، کلیه وظایف را در برپایی نمایشگاه انجام دادند و زمان تحویل سال نو آمادگی پذیرایی از زائران جبهه ها را داشتیم.

شور و اشتیاق فراوانی در بین نیروهایی که با ما بعد از برپایی نمایشگاه در منطقه مانده بودند، به وجود آمده بود زیرا حاج اجمد به نیروهای لشکر در منطقه گفته بود تعدادی از نیروهای بیت رهبری معظم را در شلمچه دیده بود، به ما گفت احتمالاً مقام معظم رهبری جهت زیارت مناطق جنگی به شلمچه بیایند.

همگی چشم انتظار قدوم ایشان بودیم و این انتظار زمان زیادی طول نکشید، چشمان مان به جمال نورانی رهبر معظم، منور گشت و موضوع راهیان نور بعد از این سفر مقام معظم رهبری سر و شکل یافت.

مقام عظمای ولایت که قدم بر خاک شلمچه گذاشتند، ابتدا به نماز ایستادند، جمعیت کمی که حضور داشتند، همگی محو جمال یار شدند و به این قامت برافراشته که به درگاه خداوند راز و نیاز می کرد، می نگریستند، بعد از نماز، مقام معظم رهبری فاتحه ای برای شهدای شلمچه خواندند، آنقدر راز و نیاز معظم له باخالقش زیبا و خالصانه بود که حالا بعد از گذشت این همه سال انگار همین دیروز بود.

مدت زمان زیادی به دعا و نیایش گذشت و سپس به سمت غرفه نمایشگاهی لشکر ۲۵ کربلا آمدند، زمان زیادی را به بازدید از غرفه گذراندند و در هر زمینه از مسئولین غرفه ها، سوالاتی می کردند و ضمن تقدیر از اقدامات صورت گرفته، راهنمایی هایی هم می کردند و مسئولین غرفه ها هم به سوالات ایشان جواب می دادند و از اقدامات حاج احمد سوداگر، فوق العاده خوشحال بودند.

از همان زمان، مردم وقتی شنیدند مقام معظم رهبری به شلمچه تشریف آوردند، خیل جمعیت مشتاق از هر سو، روانه شلمچه شدند. وقتی از نزدیک، توفیق زیارت ایشان نصیبم شد، دست و روی شان را غرق بوسه کردم و در مقابل التفات ایشان که با دست مجروح شان بر سرم دست می کشیدنذ، اشک هایم بی اختیار از چشمانم جاری بود؛ درحالی که از مقابل ایشان بلند می شدم، دوستان مرا به ایشان معرفی کردند. از من سوال نمودند: «از چه دانشگاهی مهندسی ات را گرفتی؟» عرض کردم: «از دانشگاه صنعتی اصفهان» فرمودند: «در چه رشته ای؟» پاسخ دادم: «عمران.» آقا، بسیار خوشحال شدند و از عملیات کربلای۵ سوال نمودند، عرض کردم: «بنده از ابتدا تا پایان عملیات کربلای هشت در اینجا بودم و سپس برای عملیات کربلای ۱۰ به بانه و سردشت رفتم.» وقتی روی ماکت کوچک عملیات کربلای ۵ را توضیح می دادم، فرمودند: «برای زائران هم کسی را بگمارید تا عملیات کربلای ۵ را شرح دهند تا زائران بدانند چه حماسه هایی توسط رزمندگان خلق شد و چه شهدای بزرگواری در این عملیات به شهادت رسیدند.» سپس مقام معظم رهبری در حالی که خیل مشتاقان، ایشان را مشایعت می کردند، منطقه شلمچه را ترک نمودند و بنای راهیان نور را بنا گذاشتند.

حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، برای رسیدن به اهداف متعالی، همت بسیار بلند و عالی را مطالبه می نماید و مهم تر از آن حفظ دستآوردهای دوران طلائی دفاع مقدس و روایت آن به نسل نو اندیش و واقع گرا و حقیقت بین که با چشمان باز، شاهد خلق زیباترین صحنه های عروج عارفان و وصال عاشقان بوده اند. بصیرت می خواهد و همیشه شنیده ام که شنیدن کی بود مانند دیدن، الحمدلله مناطق عملیاتی دفاع مقدس که برای آزادی هر وجبش خون های بسیاری از عزیزترین عزیزان ملت بزرگ اسلامی ایران و رزمندگان سلحشور، با کم ترین امکانات نظامی با گوشت، پوست و استخوان خود در مقابل دشمنان تا بن دندان مسلح به دست آمده و در این راه هزاران شهید، جانباز و آزاده تقدیم شده، در این دفاع مقدس، در نقطه نقطه ی خود آثاری دارد که به تصدیق قریب به یقین همه زئران کوی عشق و ایثار دیدار از این مناطق، آثار فوق العاده معنوی در راهیان نور این دیار داشته که قلم از وصف آن عاجز است.

راهیان نوری که با قدوم مبارک مقام معظم رهبری در مناطق عملیاتی شکل و سازمان گرفت، جز معرفت، شناخت و بصیرت و بیدارشدن وجدان های خواب رفته و هوشیاری غافلان و بی تفاوت ها و نیز انتقال جریان دفاع مقدس به قشر جوان و نسل نواندیش و واقع گرا و حقیقت بین، عمده ترین نقش را ایفا نموده است، در آنجا نوری وجود دارد که جاذب آن بایستی طالب باشد، عاشق باشد، بصیرت داشته باشد، اینکه از کجا به راهیان نور پیوسته باشی، از شمال یا جنوب، از شرق یا غرب، از کدام قشر باشی، کرد، ترک، لر، گیلک، بلوچ، سیستانی، قشقائی و یا…، جوان باشی یا پیر، زن باشی یا مرد، مهم نیست، بدان که افق زمین و آسمان شگفتی و عشق همین جاست، جایی که آسمان با همه جبروتش پای خاک را بوسه می زند، چرا؟

در روزگاری نه چندان دور افتخار تحمل گام های مردانی را داشته است که چشمه های جوشان عشق را از بلندای روح بی قرار شان بر آن جاری و از زلال معرفت جان های شان کام تشنه ی این صحرا را سیراب ساخته اند، زیرا به کربلای امام حسین(ع) متصل شده و کربلای ایران اسلامی را ساخته اند.

مابرای درک کامل راه شهیدان مان و جانبازان مان و آزادگان مان، بایستی این فاصله طولانی را بپیمائیم و درگذر تاریخ انقلاب آیندگان را جستجو کنیم هرچند ایمان دارم خون شهیدان ما، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است، خون شهیدان ما، قطعه قطعه بدن جانبازان ما که ایثار شان وصف شدنی نیست و شهامت آزادگان ما برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت و آیندگان هستند که به شهیدان انقلاب اسلامی اقتدا می کنند و همین تربت پاک شهیدان است که تا ابد و تا قیامت مزار شهیدان، عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهند بود.

بیانات رهبر فرزانه انقلاب در دیدار از شلمچه خود گویای این عظمت است «امروز شرکت من در مجموعه زائران خاک خونین شلمچه برای بزرگداشت یاد و نام شهیدان عزیز و مردان بزرگی است که با خون خود، با جهاد و همت خود، با عزم و اراده خود، نام شلمچه و خرم شهر و خوزستان و ایران را در تاریخ بلند کردند، ملت ایران در دوره معاصر، هرچه عظمت و عزت در دنیا دارد، به برکت خون رزمندگانی است که در این سرزمین های خونین، حضور پیدا کردند و جان خود و سلامتی خود را برای اسلام، برای ملت و میهن شان در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم کردند، ایران امروز هرچه دارد و در آینده هر چه به دست آورد به برکت خون این شهیدان است، اگر این شهدایی که شلمچه، یادگار آنها و این بیابان های خونین، حامل نشانه های آنهاست، نبودند، امروز در این کشور، از استقلال ملی، از شرف ملت، از اسلام و از هیچ ایرانی، نشان برجسته ای نبود، این ها در مقابل دشمن مهاجمی که بدون کمترین ملاحظه ای به مرزهای جغرافیائی و مرزهای ملی و مرزهای اعتقادی حمله کرده بودند، ایستادند.»

باحضور مقام معظم رهبری در مناطق جنگی و راه اندازی راهیان نور، ستاد ویژه ای جهت سازمان دادن آن در سپاه تشکیل شد، به نام ستاد راهیان نور و هدف این ستاد، آماده سازی مناطق جنگی جنوب و غرب برای زائران این مناطق بود که در طول سال، بسته به موقعیت سفرهای تکی و یا خانوادگی و یا کاروانی، به مناطق جنگی کشور داشتند و لذا ستاد راهیان نور با الگو گرفتن از فرمایشات مقام معظم رهبری، قرارگاه های راهیان نور را در استان های خوزستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی تشکیل داد و فعالیت های سپاه، ارتش و بسیج را برای راهیان نور سر و شکل داد و بر اساس ابلاغ به لشکرها و نواحی بسیج، وظایف هر یگان را برای راهیان نور مشخص نمود و به لشکر ویژه ۲۵ کربلا نیز مأموریت ساخت یادمان منطقه عملیات والفجر۸، اروندکنار را در مقابل مسجد فاو و تهیه امکانات ویژه برای ایجاد نمایشگاه ویژه و معرفی آثار شهدای این عملیات و ایجاد غرفه ها و آماده نمودن مناطقی از منطقه عمومی عملیات که رزمندگان سپاه اسلام قبل از عملیات والفجر۸ در آن مستقر بودند، خصوصاً نخلستان های اطراف شهر اروند و کانال های متصل به اروند و نیزارهای اطراف اروند بود.

به همین منظور، اواخر پائیز سال ۱۳۷۸ ستادی در لشکر ۲۵کربلا با عضویت مهندسی لشکر، قرارگاه، دژبانی، تبلیغات، پشتیبانی و نیروی انسانی و فرماندهی به نام ستاد راهیان نور لشکر ۲۵ کربلا تشکیل و طی کمیسیون های تخصصی، وظایف هریک از اعضای ستاد در این مأموریت مشخص گردید و قرار شد اوایل بهمن ماه سال ۱۳۷۸ مهندسی لشکر جهت تحویل زمین ساخت یادمان، به همراه قرارگاه لشکر با امکانات و تجهیزات به استان خوزستان بروند و با هماهنگی قرارگاه راهیان نور جنوب، زمین برپایی یادمان منطقه عملیاتی والفجر۸، از ارتش جمهوری اسلامی تحویل و عملیات ساخت یادمان و نمایشگاه و محل اسکان زائران و غرفه های مربوطه و نمازخانه و تأسیسات آبرسانی و سرویس های بهداشتی، پارکینگ و بازسازی مناطق عملیاتی برای زائران آماده گردید.

در مدت دو ماه و اندی، غرفه ای با بیش از ده هزار مترمربع سرپوشیده با استفاده از چادر و برزنت آماده نمودیم و قریب به ۲۰کیلومتر جاده دسترسی به مکان یادمان را احداث، شن ریزی و آسفالت کرده و برای ۱۰۰۰دستگاه ماشین، اتوبوس و کامیون در آن واحد، پارکینگ ساخته و با همکاری آموزش و پرورش و صاحبان حسینیه شهر اروند، برای اسکان هزار زائر درشبانه روز آماده شدیم.

هدف از ارائه گزارش تنها به خاطر در وهله اول احترام به روح رزمندگان و شهدای عزیزی هست که این سرزمین، شاهد دلاوری های آنها و فداکاری های آنها و حرکت عظیم آنها در روزهای جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بوده است و در درجه بعد، سپاه برای خود وظیفه می داند وقتی مردم ایران اسلامی در ایام تعطیلات و غیر تعطیلات برای زیارت جبهه های دفاع مقدس، به مناطق جنگی جنوب و غرب می روند، با توجه به این که در این مناطق هیچ گونه امکانات برای پذیرایی و اسکان وجود نداشت، با تهیه حداقل امکانات پذیرایی و اسکان، زمینه آسایش این زائران را که رنج راه های طولانی را تحمل می کردند و با حضور خود یاد رزمندگان دفاع مقدس و یاد شهیدان مظلوم و جانبازان سرافراز را زنده نگه می داشتند، سپاه، میزبان خوبی برای این بزرگواران باشد که انشاالله با همه کاستی های که وجود داشت، همین طور بوده است.

پس در درجه اول، اظهار سپاس و قدردانی از مردم عزیز خوزستان و همه مناطق جنگی، استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی. در این مناطق یادمان ها برای زیارت زائران سایر مناطق کشور اسلامی احداث گردید و لذا حضور ما در منطقه عملیاتی والفجر هشت، قدردانی از مردم سلحشور خوزستان در وهله اول و پذیرائی از زائران و مهمانان عزیز این مناطق بوده است و انشاالله مورد رضای خالق مهربان بوده باشد.

و قدردانی از زائران و مسافران عزیزی که از نقاط دور و نزدیک کشور به این مناطق می روند و با قدم های خود و با دل ها و پیوستگی روحی خود، با جوانان و رزمندگان و با دلاورانی که این مناطق شاهد فداکاری های آنهاست، یاد و خاطر آن رزمندگان سلحشور و از جان گذشته و ایثارگرانی که با هدیه خون خود و سلامت خود، برای کشور اسلامی ایران با تأئیدات خداوند متعال، عزت و سربلندی آفریدند و از زبان همرزمان شان در قالب راویان، عملیات های گوناگون به عینه گوشه هایی از این رشادت ها را که در مقابل استکبار جهانی این دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین کسب نموده اند را مشاهده و ملاحظه نمایند.

حضور در این مناطق برای جوانان عزیز که در زمان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا اینکه سن و سالی نداشتند و آن روزها سخت و تلخ را ندیدند، این فضای زیبا و این صحنه های چشم نواز که در یک روزی در زیر چکمه های دشمنان بیگانه رژیم بعثی عراق و همه استکبار جهانی قرار داشت و همین سرزمینی که متعلق به شماست و آمده بودن ملت ایران را تحقیر کنند، آن کسانی که کشور را نجات داد، با جوان های فداکار و ایثارگر و شهدای گرانقدر و با نسل جوان دوران دفاع مقدس آشنا شوند و بدانند که دشمنان ایران اسلامی قصد داشتند با جدا کردن یک بخش از خاک این سرزمین، ملت اسلامی ایران را تحقیر کنند و ملت را ذلیل کنند و خودشان مسلط بر جان و مال و نوامیس ملت شوند، چه کسی نگذاشت؟ جوانان و دلاوران و غیور مردانی بودند، با کمترین امکانات و عزم راسخ و ایمان قوی و توکل به خدا، جلوی دشمن با همه ی حجم انبوهش ایستادند و مقاومت کردند و هدایت خداوند را پذیرفته و شهید و جانباز شدند ولیکن تن به ذلت و حقارت ندادند، جوانا ن نسل امروز با آنها آشنا و مقاوم می گردند و در مقابل هجمه های همه جانبه استکبار، می ایستند و انقلاب اسلامی و میهن اسلامی را از فتنه های مختلف نجات می دهند تا به دست صاحبان حضرت ولی عصر(عج) برسانند.

قربانعلی رنجبر فرح آبادی-مدرس دانشگاه

ارسال دیدگاه

photo_2016-05-31_13-37-56

photo_2016-06-02_15-16-08

photo_2016-06-02_15-16-04

1

gorban-1

news