امروز : پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳
تاریخ : ۱۳۹۳/۰۹/۲۷ - ۱۶:۳۴ ذخیره فایل ارسال به دوستان

تحلیل جامعه شناختی از نهضت عاشورا و نگاهی به فلسفه قدرت

بصیر/ سیدحسن حسینی رکاوندی در قسمت نخست این یادداشت به اینجا رسیدیم که  الگوها در پدیداری چنین بینش های متعالی سهم و اخری دارند با نگاهی به بعثت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد و ابلاغ پیام قرآن و تربیت اولین دانش آموختگان اسلام اسوه جاودانی همچون علی و فاطمه برای همیشه تاریخ، با تامل و […]

بصیر/ سیدحسن حسینی رکاوندی

در قسمت نخست این یادداشت به اینجا رسیدیم که  الگوها در پدیداری چنین بینش های متعالی سهم و اخری دارند با نگاهی به بعثت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد و ابلاغ پیام قرآن و تربیت اولین دانش آموختگان اسلام اسوه جاودانی همچون علی و فاطمه برای همیشه تاریخ، با تامل و تفکر در ادامه راه رسالت نبی مکرم و با وجود کج روی ها برخی حاکمان و صاحبان زر و زور و تزویر و شیفتگان قدرت و شهوت همچون معاویه و یزید در جوامع اسلامی به نیکی در می یابیم که قیام امام حسین(ع) و نهضت عاشورای او عظیم‌ترین نقش حیات در الگودهی می تواند باشد که زیباترین شرایط فراگیری و باز آموزی الگو دهی را فراهم نموده است و معیارهای حق و باطل را در شیوه مبارزاتی امام به خوبی مشاهده می کنیم عنصر دعوت به حق کاملاً مشهود است برای اینکه مبارزه ای حرف اصلی خود را بیان کند رهبر مبارزه باید در متن مبارزه، اهداف خود را به روشنی و صراحت کامل تبیین کند. امام حسین (ع) در مواقع بسیاری همچون منزل زباله و تنزل ذی حسم دعوت خود را برای مردم کوفه ابراز فرموده اند اما در روز عاشورا این عمل دعوت به حق اوج می گیرد و امام در برابر لشکر ابن سعد و عبیدالله زیاد مهم‌ترین بخش دعوت خویش را بیان می فرماید گاهی قرآن به دست می گیرد و برای اتمام حجت و روشنگری به ایراد سخنان بلندی می پردازد و گاهی هم وقتی که به دلیل فریادی از شهیدی در میان معرکه به میدان می رود به سخنان روشنگری می پردازد.

حال به ادامه و قسمت پایانی این یادداشت توجه می کنیم: 

جابجايي الگوها

عامل سوم از ديدگاه جامعه شناختي در نهضت عاشورا جابه‌جا شدن الگوهاي برجسته و الگوهاي پذيرفته شده جامعه بود و آن حضرت به مسئله يزيد استناد مي كند، نسبت يزيد به معاويه و معاويه را به ابوسفيان و عثمان توضيح مي دهد و مي فرمايد اينها آمدند و به تدریج الگوي مورد توجه جامعه را عوض كردند و چون مردم هم ذائقه فهم بسياري از امور را ندارند اينها را پذيرفتند؛ اگر بخواهيم الگويي دقيق و عملي را در تاريخ بنگريم بايد به امام حسين (ع) نگاه كنيم، اما ديدند آرمانهاي پيامبر در مديريت بني اميه تغيير پيدا كرده و كساني كه بر مسئوليت گمارده شده اند تمام دستاوردهاي بعثت پيامبر را بر باد دادند.

مثلاً پيامبر روابط قبيله اي را تحت تاثير معنوي تغيير داده و براي روابط قبيله اي اعتبار قائل نبودند اما بني‌اميه دوباره آن را زنده کردند. پيامبر عرب و غير عرب را از نظر مسلمان بودن برابر تلقي مي كرد، اما به وسيله بني‌اميه بين اين شكاف ايجاد شده عرب بر غير عرب امتياز پيدا كرده، پيامبر اسلام كه الگوي تمام عيار براي تمام جهانيان است مؤمنين را بر اساس ايمان و تقوا و علم و دانش يا بر اساس مشاركتشان در جهاد مبارزه بر يكديگر امتياز مي دادند اما بني‌اميه اين ملاك‌ها را به‌دور انداخته و تنها بر اساس نسبت خون، نژاد، قبيله، ثروت و … به بخشيدن امتياز و اعتبار به افراد پرداخت، اينجا بود كه امام حسين(ع) احساس كرده اند كه تمام نهادهاي ديني به نسيان سپرده شده اند و زمينه‌اي فراهم شده كه به‌دست بني‌اميه اسلام به كلي از بين مي رود و به همين خاطر فرموده اند (و علي الاسلام السلام اذ قد بليت الاقد الاسلاميه براع مثل يزيد)، راعي و نگهبان جامعه بايد نقش هدايتگري داشته باشد، نه نقش تخريبي كه توده مسلمان را به سوي ناكجا آباد سوق دهد و نتيجه‌اش ختم اسلام باشد امام حسين (ع) با الگودهي و شهادت خودشان بر روي همة اين روابط خط بطلان كشيده است. در الگودهي و الگويابي خواص و نخبگان بايد خود الگو باشند وقتي كه امام حسين (ع) مقابل لشكر يزيدبن معاويه قرار مي گيرد ابتدا علما و نخبگان را مورد خطاب قرار مي دهد و مي فرمايد (ذلك بان مجاری الامور و الاحكام بيه العلماء بالله الامناء علي حلاله و حرامه)، نكات مهم گفته شده به خاطر اين است كه مجاری امور احكام در دست انديشمندان الهي است كه امين خدا بر حلال و حرامش هستند در اينجا غرض اصلي حضرت اهل بيت هستند. ولي در خطابه های ديگر با توجه به توده هاي مسلمان به عالمان و فرهيختگان كه الگوهاي جامعه هستند و متاسفانه در لشكر يزيدبن معاويه هم حضور دارند مي فرمايد (شما بايد منشاء احكام الهي باشید كه اين الگوها دين را به دنيا فروخته اند) و لذا فرمود (اين‌ها دين خود را به دنيا پستي فروخته اند)، بالاخره نخبگان اين الگوهاي جامعه به‌جاي اين كه حق بودن امام و باطل بودن يزيد بدهند خودشان در دار دسته يزيدبن معاويه قرار گرفته اند لذا امام با شهادت خود بزرگترين اقدام تاريخ بشريت را انجام داده و تفسير «انامن حسين» كه پيامبر فرمود شكل گرفته و آن همين است كه بقاي دين و شريعت پيامبر توسط الگوي پاك مانند حسين صورت پذیرد.

نزاهت و عدم نزاعت قدرت

نكته چهارم كه سبب پيدايش خيزش مهم تاريخي عاشورا شد مربوط به مساله حاكميت است. امام بارها توضيح دادند كه يزيد حاكم شده و چنانكه در خطبه اي فرموده اند (با يزيد بر اسلام سلام باد) در واقع تمام بحث را متمركز نموده اند در اينكه بايد فاتحه اسلام را خواند چون حاكمي همچون يزيد آمده و بر مسند حاكميت جامعه ديني تكيه زده است و يزيد فساد است و فساد او باعث انحراف جامعه اسلامي از مسير خودشان است اما سنخ فساد قدرت با سنخ فساد يك كاسب خيلي فرق مي كند، اينها اصلاً قابل قياس نيست، وقتي كه قدرتي فاسد شود برنامه ريزي مي كند و پشت سر فساد قدرت شبكه توطئه است خيلي از غربي ها مطرح كرده اند كه قدرت ذاتاً به سمت فساد ميل دارد، من بايد اين نكته را واضح تر بيان كنم كه آيا قدرت ذاتاً تمايل به فساد دارد يا نه به اعتقاد من پاسخ منفي است.

قدرت در شرايطي مي گيرد كه فساد كننده به سمت آن توجه كرده و براي آن برنامه ريزي مي كند اينجا فرايند جريان هاو باندهاي قدرت‌طلبي شكل مي گيرد كه به محض قرار گرفتن قدرت آن را در راه فساد به كار مي برند. به اين صورت باندهاي قدرت فساد انگيز شكل پيدا مي كند هرجا كه فساد قدرتي مي بينيم بايد بدنبال باندهاي پنهان و آشكار فساد كننده قدرت بگرديم.

به عكس اين نظريه معروف اعتقاد دارم قدرت، ذاتاً نه تنها ميل به فساد ندارند بلكه بيشتر به سوي خير و صلاح دارند همه كساني كه دور هم جمع مي شوند براي ايجاد يك اراده جمعي مي شوند بر اراده جمعي كه نخستین نقاط قدرت اجتماعي است مقاصد خير دارند نه تنها مقاصد شر. مگر اين كه هميشه به دنبال استثنات برويم مثل دزدها و جنايتكارها عددهاي عمدة جامعه كه بالغ بر ۹۰% را تشكيل مي دهند هميشه ميل به صلاح دارند و به طور فطري قدرت و فلسفة قدرت را از منظري خيرجويانه و حقير خواهانه مي نگرد. در نهایت اين قضيه هست كه اگر قدرت در افرادي كه اهليت به دست گرفتن قدرت را ندارند و قرار بگيرد به فساد ميل خواهد كرد پاسخ اين است كه بايد بگويم تعداد افراد محدود افراد اهل فساد هرگز نمي توانند ارادة جمعي ذاتي را تغيير بدهند نمي توانند جوري عمل كنند كه قدرت اجتماعي تمايل به فساد پيدا بكند اما اگر كسي قدرت را بدست گيرد يا از طريق زور يا زر يا تزوير در هر حال بايد لباس عوض كند و اصل مايه نهضت عاشورا به همين مسالة نزاهت و طهارت و عدم نزاهت و طهارت قدرت بر مي گردد. اگر حد اعلي از طهارت قدرت ميسر نيست بايد حد متوسط و يا حداقل باشد همين رعايت حداقل سبب شد كه حضرت علي (ع) در زمان خويش به نهضتي همچون عاشورا احساس نياز نکند اما امام حسين (ع) مي فرمايد( كه فساد در جايگاه قدرت تصميم گيري و جهت دهندة جامعه قرار گرفته و هيچ حداقلي از نزاهت و طهارت قدرت را رعايت نمي نمايد) همين عامليت قدرت فاسد است كه مرزهاي حق و باطل و عزت و ذلت را در هم مي ريزد. در مدينه به آن حضرت خير از وقوع مفاسد و انحراف‌هایی مبني بر انجام زنا مي رسد، اما هيچ وقت نفرمودند ما بايد عاشورائي در برابر آن به وجود آوريم، آنچه كه حركت امام حسين (ع) به آن معطوف شد، قدرت فراگير بود كه در راس آن يزيد قرار داشت.

موافقت مختلفي اثبات كننده اين معنا هستند كه حضرت با انتخاب آگاهانه اي راه را انتخاب كرده ابزارهاي خود را سازماندهي نموده و مساله مورد توجه آن حضرت وجود قدرت فاسد فراگير بوده است زيرا اينجاست كه قدرت مخاطره آميز مي شود و تمام مفاهيم جابجا مي شود و يك دگرديسي وسيع در منظومه فكري جامعه بوجود مي آيد .

امروزه مدرنيته داراي قدرت است و با در اختيار داشتن حاكميت هاي جهان توليد ارزش مي كند پست مدرن ها كه نتوانستند در مقابل دولت هاي مدرن قد علم كنند به خاطر اين است كه نتوانستند در حاكميت حضور پيدا كنند، لذا براي پروراندن و بالندگي و هنجارها و ارزش ها خود امكانات و هزينه لازم را نداشتند. 

مي گويند از جانب كميسيون علمي و آموزش عالي فرانسه سفارش دادند كه تحقيق راجع به علم و دانش امروزي انجام دهند توضيح كه پژوهشگر مي دهد اين است كه اگر در صد سال اخير امكاناتي كه براي توليد دانش هايي كه امروز داريم هزينه نمي كرديم براي توليد دانش هاي ديگر هزينه مي كرديم قطعاً در آنها هم به نتيجه مي رسيديم  وی مي گويد (گفتمان علمي ما حصول پول و سرمايه داري اين قرن است). با اين گفته بايد متذكر شويم كه كار كرد دولت همين جاست عهده كار حاكميت ديني همين است و كار عمدة حاكميت ديني برنده شدن در رقابت نيست بلكه مهم اين است كه قدرت حاكمه براي حفظ استمرار توليد ارزش ها و هنجارها بكار رود در اين صورت خيرش قدرت فاسد از بين مي رود اما اگر قدرت مولد و حاكم در مسير هنجارها و ارزش ها مانع ايجاد كند و مسير جامعه به انحراف بكشاند نهضت عاشورايي شكل مي گيرد. در پايان بايد بگويم كه وقتي قدرت زمينه فساد پيدا كرد گويي سمی را آهسته به روح و جان مردم تزريق مي كند و لذا وضعيتي پيش مي آيد كه خيلي از حق و باطل در هم آميخته و خيلي از عزت و ذلت ها جابجا مي شود و ذائقه اجتماعي نمي تواند درك و فهم درستي پيدا كند .  

 

 

ارسال دیدگاه

news

photo_2016-05-31_13-37-56

photo_2016-06-02_15-16-08

photo_2016-06-02_15-16-04

1

gorban-1