امروز : پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۳
تاریخ : ۱۳۹۳/۱۰/۰۴ - ۱۲:۰۸ ذخیره فایل ارسال به دوستان

شيعه شناسى در مركز دولتى تحقيقات ملى فرانسه!!

بصیر، شايسته ى كشورى كه مدّعى دمكراسى و حقوق بشراست آن بود كه براى چنين موضوعى از دانشمند بزرگ شيعه در نقاط مختلف جهان دعوت مى كرد تا در اين مورد به سخنرانى بپردازد. و اگر هم مخالفى در كار باشد، مخالف هم بتواند سخن خود را بگويد، امّا متأسفانه فرانسه همه چيزش عوض شده و […]

بصیر، شايسته ى كشورى كه مدّعى دمكراسى و حقوق بشراست آن بود كه براى چنين موضوعى از دانشمند بزرگ شيعه در نقاط مختلف جهان دعوت مى كرد تا در اين مورد به سخنرانى بپردازد. و اگر هم مخالفى در كار باشد، مخالف هم بتواند سخن خود را بگويد، امّا متأسفانه فرانسه همه چيزش عوض شده و به جاى واقع بينى فقط از دو «دگرانديش» دعوت كرد تا درباره ى به اصطلاح ضعفها و نارسايى هاى شيعه سخن بگويند!!

يكى از سخنرانان اظهار داشت كه بايد اهداف و مقاصد شريعت اسلام را گرفت، نه خود احكام را. زيرا خود احكام مربوط به دورانى بود كه بشر به تمدن كنونى دست نيافته بود و چاره اى جز اين وجود نداشت كه آن مقاصد با اين احكام تأمين شوند، ولى «آن چه در اين عصر براى ما تعيين كننده است، التزام به آن معناهاى اخلاقى و التزام به آن اصول خواهد بود، نه شكل حكم هايى كه معين شده است. چون شكل حكم ها براى اين معين شده اند كه در آن عصر، در آن جامعه، آن هدف هاى اخلاقى را تحقق ببخشند».( [۱])
۱٫ بر اساس اين گفتار، بايد براى نماز خواندن تنها نظافت بدنى كافى باشد و ديگر وضو و غسل لازم نباشد. چون مردم آن زمان دور از نظافت بودند، پيامبر براى پاكيزگى آنان وضو و غسل را تشريع كرده است! اكنون كه مردم بر اثر گسترش بهداشت، طبعاً نظيف شده اند ديگر نيازى به وضو و غسل نيست!!
۲٫ نماز براى اين بود كه بشر به ياد خدا باشد و در آن زمان، ركوع و سجود، مايه ى ياد خدا بود. حالا چه مانعى دارد با خواندن سرود خدا يا نرمش يا مثلاً با سمفونى «بتهوون»، انسان به ياد خدا بيفتد و همان هدف را تأمين كند!
بنابراين بايد، فاتحه ى شريعت اسلام را خواند و براى اين «قرائت اخلاقى تاريخى» لباس نوى دوخت! اين است معناى نوانديشى دينى!! و در حقيقت اين فرد و ديگر هم فكرانش شير بى يال و دم مى خواهند و اسلامى كه مقررات و احكام نداشته باشد، به قول مولوى:
شير بى يال و دم و اشكم كه ديد *** اين چنين شيرى خدا كى آفريد؟!
سخنران ديگر، موضوع انقلاب اسلامى ايران را پيش كشيد و ادعا كرد كه اين انقلاب، اسلام و تشيع را به عنوان «تئورى» وارد صحنه ى اجتماع كرد، ولى به نظر او اسلام و تشيع از رويارويى با چالش هاى جهان امروز در ابعاد تئولوژيك (كلامى)، تاريخى، حقوقى ـ فقهى و سياسى ناتوان است!!( [۲])
اكنون سؤال مى شود كه اين گوينده ى دوم كه در آغاز انقلاب از طريق رسانه هاى گروهى به عنوان سخن گوى انقلاب و تئوريسين و مدافع آن مطرح مى شد، چگونه امروز چالش هاى چهارگانه براى انقلاب اسلامى ترسيم مى كند كه خود وى در برابر آن ها ناتوان است!
اگر واقعاً انقلاب اسلامى در برابر اين چالش ها ناتوان بوده است، پس چرا اين سخن را روز اول نفرموده اند؟ آيا شايسته بود كه مردم را سال ها در گمراهى بگذارند؟! ولى بنده فكر مى كنم كه حق آن است كه بگوييد: من از كار تئورى سازى ناتوان مانده ام و شايد ديگران بتوانند در همه ى اين چالش ها سخنى داشته باشند!!
ما در اين جا به صورت سربسته و در بسته بدون آن كه از آن ها اسم ببريم انديشه ى آن ها را مطرح كرديم و اجمالاً پاسخ گفتيم، ولى:
شرح اين هجران و اين خون جگر *** اين زمان بگذار تا وقت دگر
امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
«يا هِشامُ! مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ يُمْنٌ وَبَرَكَةٌ وَرُشْدٌ وَتَوفِيقَّ مِنَ اللهِ، فَإذا اَشارَ عَلَيْكَ الْعاقِلُ النّاصِحُ فَايّاكَ وَالْخَلافَ فَإنَّ فِى ذلِكَ الْعَطَبَ» .
تحف العقول، ص۳۹۸٫
«امام كاظم (عليه السلام) به هشام بن حكم فرمود: اى هشام! مشورت با خردمند خيرخواه، نيك بختى و بركت است و رشد و توفيقى از جانب خداوند بشمار مى آيد; پس آن گاه كه خردمند خيرخواه، در مقام مشورت به تو نظرى را عرضه كرد مبادا مخالفت كنى كه موجب هلاكت است» .
به اميد آن كه آن ها به دامان ملّت و امت اسلامى بازگردند و در يك همايش بزرگ كه در حضور انديشمندان اسلام و تشيع برگزار شود. اين چالش ها را با بينش دينى و الهى، مورد بررسى قرار دهند.
[۱] . راديو زمانه، مورخ ۹/۲/۱۳۸۸٫
[۲] . همان.

 

بلاغ

ارسال دیدگاه

news

photo_2016-05-31_13-37-56

photo_2016-06-02_15-16-08

photo_2016-06-02_15-16-04

1

gorban-1